برابر‌های واژه ملزم به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

ملزم

برابر‌های پارسی

وادار، ناگزیر، ناچار، بایسته

واژه «وادار، ناگزیر، ناچار، بایسته» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «وادار، ناگزیر، ناچار، بایسته» می‌باشد.

به جای «ملزم» بگوییم «وادار، ناگزیر، ناچار، بایسته»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بایسته
apāyastak | apāyišnīk
ناچار
ačār | ačārīk
ناگزیر
avičīrišnīk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بایسته
боиста
ملزم
мулзам
ناچار
ночор
ناگزیر
ногузир
وادار
водор

برابرها در شاهنامه

بایسته

که بایسته بر تنش پیرایه بود

سخنهای بایسته آراستم

سواران جنگی و بایسته دید

سخنهای بایسته چندی براند

سخنهای بایسته گفت و شنود

ناچار

بجستند ناچار پیوند او

بدیدند رفتند ناچار پیش

بجنبید ناچار دیگر سپاه

بکوشیم ناچار یک دست نیز

ببینید ناچار ما را براه

ناگزیر

بر آن محضر اژدها ناگزیر

یکی راه پیش آمدش ناگزیر

که کاری گزاینده بد ناگزیر

بباید ترا دیدن آن ناگزیر

که ما را کنون جنگ شد ناگزیر

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید