برابرهای واژه معدوم کردن به پارسی
← جستن واژهای دیگرمعدوم کردن
برابرهای پارسی
نیستاندن، نابود کردن، کشتن، سربهنیست کردن، ازمیان بردن، نیستیمند کردن، نیستاندن
واژه «نیستاندن، نابود کردن، کشتن، سربهنیست کردن، ازمیان بردن، نیستیمند کردن، نیستاندن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیستاندن، نابود کردن، کشتن، سربهنیست کردن، ازمیان بردن، نیستیمند کردن، نیستاندن» میباشد.
به جای «معدوم کردن» بگوییم «نیستاندن، نابود کردن، کشتن، سربهنیست کردن، ازمیان بردن، نیستیمند کردن، نیستاندن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
کشتن
جز از کشتن و غارت و سوختن
سران را سر از کشتن آزاد شد
گرفتار کشتن نه والا بود
وزان پس ندیدند کشتن بسی
به کشتن نکردم برو بر نهیب
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید