برابر‌های واژه مصور به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مصور

برابر‌های پارسی

نگاره‌دار، نگارگر، چهریافت

واژه «نگاره‌دار، نگارگر، چهریافت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نگاره‌دار، نگارگر، چهریافت» می‌باشد.

به جای «مصور» بگوییم «نگاره‌دار، نگارگر، چهریافت»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
مصور
мусаввар
مصور
мусаввир
نگارگر
нигоргар

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید