برابرهای واژه مشهور به پارسی
← جستن واژهای دیگرمشهور
برابرهای پارسی
چشمیگان، انگشتنما، سرشناس، پرآوازه، نامدار، نامی، ناموَر، خَنیده
واژه «چشمیگان، انگشتنما، سرشناس، پرآوازه، نامدار، نامی، ناموَر، خَنیده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «چشمیگان، انگشتنما، سرشناس، پرآوازه، نامدار، نامی، ناموَر، خَنیده» میباشد.
به جای «مشهور» بگوییم «چشمیگان، انگشتنما، سرشناس، پرآوازه، نامدار، نامی، ناموَر، خَنیده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نامدار
از آن نیکدل نامدار ارجمند
فروزندهٔ نامدار افسران
بفرمود تا نوذر نامدار
که او پهلوانی بود نامدار
یکی نامدار از میان مهان
نامی
که نامی بزرگی به گیتی که جست
سرافراز نامی ندانم کسی
مرا زشت نامی بدی در جهان
مرا مرگ نامیتر از سرزنش
جز از نیک نامی نجوید همی
نامور
کزین نامور نامهٔ شهریار
یکی نامور نافه افکند بن
چنان نامور گم شد از انجمن
سوی نامهٔ نامور شهریار
کی نامور سر سوی آسمان
خنیده
خنیده به هر جای شهرسپ نام
ز مردان توران خنیده تویی
خنیده به گیتی به مهر و وفا
خنیده به توران سیاووش گرد
خنیده سپاه اندرآورد گرد
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید