برابرهای واژه مشغول به پارسی
جستن واژهای دیگرمشغول
برابرهای پارسی
گرفتار، سرگرم، دلگوش، دست به کار، درگیر، درکار، بکار
واژه «مشغول» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گرفتار، سرگرم، دلگوش، دست به کار، درگیر، درکار، بکار» میباشد.
به جای «مشغول» بگوییم «گرفتار، سرگرم، دلگوش، دست به کار، درگیر، درکار، بکار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
درکار
که درکار هشیاتر کن نگاه
بکار
ترا رزم جستن نیاید بکار
تو فردا چنی گل نیاید بکار
ار ایدونک کژی نیاری بکار
به ایوانش یاقوت برده بکار
ببین تا سپه چند باید بکار
دست به کار
کنون کار کردن به دست منست
کجا باشدم دست و چوگان به کار
به بر زد سیاوش بدان کار دست
به بد کار هرگز نیازید دست
همه دست کرده به کار بدی
گرفتار
گرفتار زو دل شده ناامید
گرفتار فرمان یزدان بود
سرانجام نوذر گرفتار شد
ازان پس کجا شد گرفتار شاه
گرفتار کشتن نه والا بود
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: همگُسان