برابر‌های واژه مرئی به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مرئی

برابر‌های پارسی

دیداری، بدیدار، دیداری دیدنی، نمایان، پیدا، آشکار

واژه «دیداری، بدیدار، دیداری دیدنی، نمایان، پیدا، آشکار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دیداری، بدیدار، دیداری دیدنی، نمایان، پیدا، آشکار» می‌باشد.

به جای «مرئی» بگوییم «دیداری، بدیدار، دیداری دیدنی، نمایان، پیدا، آشکار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آشکار
āškārak | paitāk | pētāk | pat dit | frāč pētāk | pētākēnitak | čašm dit | čašm kās | čašmakās | rōšnak | rōšnāk | vēnaft | nikērišnik | čihr | daxšak | nišak | tāšt
دیداری
sahīk
مرئی
pētāk | dītišnīk | nikīrišnīk | vēnāk | vēnišnīk | vēnaft | vēnafdāk | vēnāptāk | dītār | dītārīk | nišak
مرئی (بطور مرئی)
vēnākīhā | vēnāfdākīhā
نمایان
frāč pētāk | ǰastak
نمایان (به طور نمایان)
ǰastīhā
پیدا
paitāk | pētāk | pētākēnītak | čašmakās | čašmkās
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آشکار
ошкор
دیداری
дидорӣ
نمایان
намоён
پیدا
пайдо

برابرها در شاهنامه

آشکار

ببینی همی آشکار و نهان

نداند کسی آشکار و نهان

بد و نیک نزدیک او آشکار

عمر کرد اسلام را آشکار

بدان تا نهانی کنند آشکار

پیدا

کرانه نه پیدا و بن ناپدید

یکی تخت پیروزه پیدا شدی

همه کرد پیدا به روشن روان

به کژی نه سر بود پیدا نه بن

شده در جهان میش پیدا ز گرگ

بدیدار

چو آید بدیدار ایشان نیاز

نیا را بدیدار او بد نیاز

نگه کن بدیدار و بالای اوی

بدیدار ماه و ببالای ساج

بدیدار ایشان برآمد ز راه

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید