برابر‌های واژه مجروح به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مجروح

برابر‌های پارسی

زخمی، اَفگار، فَکار، ریشی

واژه «زخمی، اَفگار، فَکار، ریشی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زخمی، اَفگار، فَکار، ریشی» می‌باشد.

به جای «مجروح» بگوییم «زخمی، اَفگار، فَکار، ریشی»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
مجروح
āzārak | rēšak | rēšgōn | rēškōn | rēškēn | vixrūn | xast | xastak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
افگار
афгор
زخمی
захмӣ
مجروح
маҷрӯҳ

برابرها در شاهنامه

زخمی

به زخمی چنان شد که دیگر نخاست

به زخمی سواری همی کرد پخش

چه زخمی که پیدا کند رستخیز

به انبوه زخمی بباید زدن

به انبوه زخمی بباید زدن

افگار

نیاید ز پیکار افگار نیز

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید