برابر‌های واژه مجروح به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

مجروح

برابر‌های پارسی

زخمی، اَفگار، فَکار، ریشی

واژه «مجروح» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زخمی، اَفگار، فَکار، ریشی» می‌باشد.

به جای «مجروح» بگوییم «زخمی، اَفگار، فَکار، ریشی»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
مجروح
āzārak | rēšak | rēšgōn | rēškōn | rēškēn | vixrūn | xast | xastak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
افگار
афгор
زخمی
захмӣ
مجروح
маҷрӯҳ

برابرها در شاهنامه

افگار

نیاید ز پیکار افگار نیز

زخمی

به زخمی چنان شد که دیگر نخاست

به زخمی سواری همی کرد پخش

چه زخمی که پیدا کند رستخیز

به انبوه زخمی بباید زدن

به انبوه زخمی بباید زدن

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید