برابر‌های واژه متوقف شدن به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

متوقف شدن

برابر‌های پارسی

ورشکستن، درنگ کردن، پاییدن، بازایستادن، ایستادن، ازکارماندن

واژه «ورشکستن، درنگ کردن، پاییدن، بازایستادن، ایستادن، ازکارماندن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ورشکستن، درنگ کردن، پاییدن، بازایستادن، ایستادن، ازکارماندن» می‌باشد.

به جای «متوقف شدن» بگوییم «ورشکستن، درنگ کردن، پاییدن، بازایستادن، ایستادن، ازکارماندن»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
ایستادن
ēstātan | avistātan | astitan | ōstātan | ustātan
پاییدن
pāyītan | pātan | patāyistan | patāyītan | srāyēnītan | apāītan | zēnēnītan
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
ایستادن
истодан
بازایستادن
бозистодан
ورشکستن
варшикастан

برابرها در شاهنامه

ایستادن

برابر که دید ایستادن روا

هم از ایستادن شتاب آمدش

درنگ کردن

بباید یک امروز کردن درنگ

سپه را بفرمود کردن درنگ

نبودی بر آن رزم کردن درنگ

نباید بدین کار کردن درنگ

نباید برین کار کردن درنگ

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید