برابرهای واژه متوازن به پارسی
← جستن واژهای دیگرمتوازن
برابرهای پارسی
همسنگ، همتا، ترازمند، برابر، میانهرو، میانه، اندازهمند، بامنش
واژه «همسنگ، همتا، ترازمند، برابر، میانهرو، میانه، اندازهمند، بامنش» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «همسنگ، همتا، ترازمند، برابر، میانهرو، میانه، اندازهمند، بامنش» میباشد.
به جای «متوازن» بگوییم «همسنگ، همتا، ترازمند، برابر، میانهرو، میانه، اندازهمند، بامنش»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
همتا
که همتا نبودش به ترکان به زور
مر او را دران بوم همتا نبود
همه جفت و همتا و یزدان یکیست
که با در همتا کند ژاله را
که همتا ندارد به گیتی بسی
میانه
زره در میانه بر آن سو که خواست
میانه برفتی به تنگی چهار
کنون اندر آمد میانه زریر
که هر کز میانه نهد پیش پای
چو لهراسپ اندر میانه بماند
برابر
برابر سراپردهای برکشید
که با دیدگانش برابر شدم
برابر همی خواست صف برکشید
برابر که دید ایستادن روا
سخن چون برابر شود با خرد
همسنگ
چنین داد پاسخ که هم سنگ کوه
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید