برابر‌های واژه متلاشی به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

متلاشی

برابر‌های پارسی

گسیخته، فروریخته، فروپاشی، فرو پاشنده، ازهم پاشیده

واژه «گسیخته، فروریخته، فروپاشی، فرو پاشنده، ازهم پاشیده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گسیخته، فروریخته، فروپاشی، فرو پاشنده، ازهم پاشیده» می‌باشد.

به جای «متلاشی» بگوییم «گسیخته، فروریخته، فروپاشی، فرو پاشنده، ازهم پاشیده»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
متلاشی
муталлошӣ
گسیخته
гусехта

برابرها در شاهنامه

فروریخته

پی و پوست و ناخن فروریخته

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید