برابر‌های واژه مبین به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مبین

برابر‌های پارسی

گویا، روشنگر، پیدا، بازگوکننده، آشکارکننده، آشکارا، آشکار

واژه «گویا، روشنگر، پیدا، بازگوکننده، آشکارکننده، آشکارا، آشکار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گویا، روشنگر، پیدا، بازگوکننده، آشکارکننده، آشکارا، آشکار» می‌باشد.

به جای «مبین» بگوییم «گویا، روشنگر، پیدا، بازگوکننده، آشکارکننده، آشکارا، آشکار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آشکار
āškārak | paitāk | pētāk | pat dit | frāč pētāk | pētākēnitak | čašm dit | čašm kās | čašmakās | rōšnak | rōšnāk | vēnaft | nikērišnik | čihr | daxšak | nišak | tāšt
آشکارکننده
āškārākēnitār | daxšakēnitār
روشنگر
rōšnkar
پیدا
paitāk | pētāk | pētākēnītak | čašmakās | čašmkās
گویا
gōwāk
گویا (انگار)
hangār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آشکار
ошкор
آشکارا
ошкоро
آشکارکننده
ошкоркунанда
بازگوکننده
бозгӯкунанда
روشنگر
равшангар
مبین
мубайян
مبین
мубин
پیدا
пайдо
گویا
гӯё

برابرها در شاهنامه

پیدا

کرانه نه پیدا و بن ناپدید

یکی تخت پیروزه پیدا شدی

همه کرد پیدا به روشن روان

به کژی نه سر بود پیدا نه بن

شده در جهان میش پیدا ز گرگ

آشکار

ببینی همی آشکار و نهان

نداند کسی آشکار و نهان

بد و نیک نزدیک او آشکار

عمر کرد اسلام را آشکار

بدان تا نهانی کنند آشکار

گویا

نه گویا زبان و نه جویا خرد

زبان کرد گویا و دل شادکام

پی اسپ و گویا زبان سوار

زبان کرد گویا و دل کرد گرم

سخن راند گویا بدین داستان

آشکارا

نه نیز آشکارا نمایدت چهر

کنم آشکارا گشایم ز بند

نهان راستی آشکارا گزند

بکرد آشکارا همه راز خویش

سخن راندند آشکارا و راز

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید