برابرهای واژه مبین به پارسی
← جستن واژهای دیگرمبین
برابرهای پارسی
گویا، روشنگر، پیدا، بازگوکننده، آشکارکننده، آشکارا، آشکار
واژه «گویا، روشنگر، پیدا، بازگوکننده، آشکارکننده، آشکارا، آشکار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گویا، روشنگر، پیدا، بازگوکننده، آشکارکننده، آشکارا، آشکار» میباشد.
به جای «مبین» بگوییم «گویا، روشنگر، پیدا، بازگوکننده، آشکارکننده، آشکارا، آشکار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پیدا
کرانه نه پیدا و بن ناپدید
یکی تخت پیروزه پیدا شدی
همه کرد پیدا به روشن روان
به کژی نه سر بود پیدا نه بن
شده در جهان میش پیدا ز گرگ
آشکار
ببینی همی آشکار و نهان
نداند کسی آشکار و نهان
بد و نیک نزدیک او آشکار
عمر کرد اسلام را آشکار
بدان تا نهانی کنند آشکار
گویا
نه گویا زبان و نه جویا خرد
زبان کرد گویا و دل شادکام
پی اسپ و گویا زبان سوار
زبان کرد گویا و دل کرد گرم
سخن راند گویا بدین داستان
آشکارا
نه نیز آشکارا نمایدت چهر
کنم آشکارا گشایم ز بند
نهان راستی آشکارا گزند
بکرد آشکارا همه راز خویش
سخن راندند آشکارا و راز
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید