برابر‌های واژه مبصر به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مبصر

برابر‌های پارسی

نماینده، بینشگر

واژه «نماینده، بینشگر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نماینده، بینشگر» می‌باشد.

به جای «مبصر» بگوییم «نماینده، بینشگر»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
مبصر
мубассир
نماینده
намоянда

برابرها در شاهنامه

نماینده

شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو

برآن موبدان نماینده راه

نمایندهٔ شب به روز سپید

گراینده گرز و نماینده تاج

نمایندهٔ رنج درویش را

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید