برابرهای واژه وصی به پارسی
← جستن واژهای دیگروصی
برابرهای پارسی
نماینده، سرپرست، جانشی
واژه «نماینده، سرپرست، جانشی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نماینده، سرپرست، جانشی» میباشد.
به جای «وصی» بگوییم «نماینده، سرپرست، جانشی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
وصی
patēmār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
سرپرست
сарпараст
نماینده
намоянда
وصی
васӣ
برابرها در شاهنامه
نماینده
شگفتی نمایندهٔ نوبهنو
برآن موبدان نماینده راه
نمایندهٔ شب به روز سپید
گراینده گرز و نماینده تاج
نمایندهٔ رنج درویش را
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر