برابر‌های واژه مات به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

مات

برابر‌های پارسی

راه‌بَست (شترنج)؛ خیره، سرگشته، سردرگم، گیج، سرگردان (حالت یا قید)؛ اَدِرَخش (ناشفافی)

واژه «راه‌بَست (شترنج)؛ خیره، سرگشته، سردرگم، گیج، سرگردان (حالت یا قید)؛ اَدِرَخش (ناشفافی)» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «راه‌بَست (شترنج)؛ خیره، سرگشته، سردرگم، گیج، سرگردان (حالت یا قید)؛ اَدِرَخش (ناشفافی)» می‌باشد.

به جای «مات» بگوییم «راه‌بَست (شترنج)؛ خیره، سرگشته، سردرگم، گیج، سرگردان (حالت یا قید)؛ اَدِرَخش (ناشفافی)»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
سرگشته
aparās
گیج
star | start | stūw
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
سردرگم
сардаргум
سرگشته
саргашта
مات
мот

برابرها در شاهنامه

سرگشته

بورد چون ویسه سرگشته شد

ببودند سرگشته از چنگ اوی

فریدون که از درد سرگشته شد

نه در چنگ ترکان سرگشته شد

ز دردش دد و دام سرگشته شد

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید