برابر‌های واژه قطع کردن به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

قطع کردن

برابر‌های پارسی

بُریدَن

واژه «قطع کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بُریدَن» می‌باشد.

به جای «قطع کردن» بگوییم «بُریدَن»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بریدن
britan | brinitan | buritan | karītan | karēnītan | kirrēnītan | karēnišn | karrēnišn | tāšītan
بریدن (باید بریدن)
brunišn
بریدن (درویدن)
darūtan
قطع کردن
brītan | karrēnītan
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بریدن
буридан

برابرها در شاهنامه

بریدن

همی خواست از تن بریدن سرش

همی خواست از تن بریدن سرش

بریدن دو دستم سزاوار هست

به کین بازگشتن بریدن ز دین

به تیزی بریدن نبینم روا

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید