برابر‌های واژه قریحه به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

قریحه

برابر‌های پارسی

ویر، هوش، نهاد، اندریافت

واژه «ویر، هوش، نهاد، اندریافت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ویر، هوش، نهاد، اندریافت» می‌باشد.

به جای «قریحه» بگوییم «ویر، هوش، نهاد، اندریافت»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
نهاد (سرشت)
nihāt | nihātak | xōk
هوش
hōš | ōš | vīr | xrat | rād | rāy | kīrūkīh | šnāsakīh | šnāxtārīh
ویر (هوش)
vīr
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
اندریافت
андарёфт
قریحه
қариҳа
نهاد
ниҳод
هوش
ҳуш
ویر
вир

برابرها در شاهنامه

ویر

فرستاده باید یکی تیز ویر

کسی را که کمتر بدی خط و ویر

بماند شگفت اندرو تیز ویر

ایا مرد فرزانه و تیز ویر

نهاد

بود تا بود هم بدین یک نهاد

حکیم این جهان را چو دریا نهاد

نهاد از بر تاج خورشید تخت

بپردخت ازان تاج بر سر نهاد

که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد

هوش

پذیرندهٔ هوش و رای و خرد

کزین بیش مخروش و بازآر هوش

تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود

پر از هوش مغز و پر از رای دل

شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید