برابرهای واژه فرجه به پارسی
← جستن واژهای دیگرفرجه
برابرهای پارسی
بَخت، هنگام، گاه، زمان، جای، پیشآمد
واژه «بَخت، هنگام، گاه، زمان، جای، پیشآمد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بَخت، هنگام، گاه، زمان، جای، پیشآمد» میباشد.
به جای «فرجه» بگوییم «بَخت، هنگام، گاه، زمان، جای، پیشآمد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
جای
خداوند نام و خداوند جای
چو این چار گوهر به جای آمدند
گرفتند هر یک سزاوار جای
به نزد نبی و علی گیر جای
اگر بر درخت برومند جای
زمان
نباشد همی شادمان یک زمان
از آموختن یک زمان نغنوی
هم اندر زمان او شود ناپدید
بدانستم آمد زمان سخن
زمان تا زمان زینش برساختی
گاه
از این پرده برتر سخنگاه نیست
که این چرخ و ماهست یا تاج و گاه
به خوبی چو خورشید بر گاه بود
به گاه خورش سرزنش نشنوند
ترا زیبد اندر جهان گاه او
بخت
به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت
یکایک ازو بخت برگشته شد
چنان بخت بیدار او خفته ماند
بر آن بخت بیدار و فرخ زمین
سر بخت بدخواه با خشم اوی
پیشآمد
یکی کار پیش آمد اکنون شگفت
چو پیش آمد این روزگار درشت
که پیش آمد امروز ننگ و نبرد
بیابانش پیش آمد و ریگ و دشت
چو داراب پیش آمد و حمله برد
هنگام
از ابر اندرآمد به هنگام نم
که پوشند هنگام ننگ و نبرد
چو آمد به هنگام خون ریختن
بپوشند هنگام زخم درای
به هنگام سختی به بر گیردت
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید