برابر‌های واژه غیرقابل حل به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

غیرقابل حل

برابر‌های پارسی

چاره نشدنی، گُمیزش ناپذیر، گشایش ناپذیر، گشوده ناشدنی، گشوده ناشونده، ناگشودنی

واژه «غیرقابل حل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «چاره نشدنی، گُمیزش ناپذیر، گشایش ناپذیر، گشوده ناشدنی، گشوده ناشونده، ناگشودنی» می‌باشد.

به جای «غیرقابل حل» بگوییم «چاره نشدنی، گُمیزش ناپذیر، گشایش ناپذیر، گشوده ناشدنی، گشوده ناشونده، ناگشودنی»

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید