برابرهای واژه عمل کردن به پارسی
جستن واژهای دیگرعمل کردن
برابرهای پارسی
فراگذاشتن، انجام دادن، بهانجام رساندن، کار کردن
واژه «عمل کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فراگذاشتن، انجام دادن، بهانجام رساندن، کار کردن» میباشد.
به جای «عمل کردن» بگوییم «فراگذاشتن، انجام دادن، بهانجام رساندن، کار کردن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها در شاهنامه
کار کردن
کنون کار کردن به دست منست
هنر باید از کار کردن نه لاف
نشاید چنین کار کردن یله
نباید برین کار کردن نهیب
چو از کار کردن بپردخت شاه
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: لَپ