برابر‌های واژه عمل نکردن به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

عمل نکردن

برابر‌های پارسی

فروگذاشتن، انجام ندادن، به‌انجام نرساندن، کار نکردن

واژه «عمل نکردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فروگذاشتن، انجام ندادن، به‌انجام نرساندن، کار نکردن» می‌باشد.

به جای «عمل نکردن» بگوییم «فروگذاشتن، انجام ندادن، به‌انجام نرساندن، کار نکردن»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
عمل نکردن
akartārīh

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

ایمرجنس

چم: برآیند

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید