برابرهای واژه علاج به پارسی
← جستن واژهای دیگرعلاج
برابرهای پارسی
چارهگری، درمان، خوب شدن، چارهگری، چاره جویی، چاره
واژه «چارهگری، درمان، خوب شدن، چارهگری، چاره جویی، چاره» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «چارهگری، درمان، خوب شدن، چارهگری، چاره جویی، چاره» میباشد.
به جای «علاج» بگوییم «چارهگری، درمان، خوب شدن، چارهگری، چاره جویی، چاره»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
چاره
چو این کرده شد چارهٔ آب ساخت
به چاره بیاوردش از دشت و کوه
بپرسید کین چاره با من بگوی
بدو گفت من چاره سازم ترا
بدین چاره بگرفت جای پدر
چاره جویی
توگر چارهجویی دانی اکنون بساز
درمان
که درمان ازویست و زویست درد
پزشکی و درمان هر دردمند
همی ساختی راه درمان شاه
کنون این سخن را چه درمان کنید
بران دردها پاک درمان شویم
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید