برابر‌های واژه عصب به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

عصب

برابر‌های پارسی

پِی

واژه «عصب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پِی» می‌باشد.

به جای «عصب» بگوییم «پِی»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
عصب
pad | pay
پی (بنیاد، ته)
bun | nišīm | nihātak
پی (دنبال)
pāδ/y | padē
پی (در پی)
pay ī
پی (پی کسی فرستادن)
ōnītan
پی (عقب)
patsār
پی (عصب)
pay | paδ
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
عصب
асаб
پی
пай
پی
пи

برابرها در شاهنامه

پی

چنان دان که خاک پی حیدرم

نه برگردی از نیک پی همرهان

خورش ساختند از پی اژدها

ببرم پی از خاک جادوستان

نبایدت او را به پی بر سپرد

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید