برابر‌های واژه عربده به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عربده

برابر‌های پارسی

فغان، فریاد، داد، جیغ

واژه «فغان، فریاد، داد، جیغ» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فغان، فریاد، داد، جیغ» می‌باشد.

به جای «عربده» بگوییم «فغان، فریاد، داد، جیغ»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
فریاد
frayāt | friyāt | frahāt | vāng | xrōsišn | rāpak karīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
جیغ
ҷеғ
داد
дод
عربده
арбада
فریاد
фарёд
فغان
фағон
فغان
фиғон

برابرها در شاهنامه

فغان

بخندید و زان پس فغان برکشید

کنم زو فغان بر سر انجمن

از ایوان به کیوان فغان برگذشت

دو رخ را بکند و فغان برکشید

به ابر اندر آمد فغان و خروش

داد

ستایش خرد را به از راه داد

بدینسان نهادش خداوند داد

ز کژی روان سوی داد آوریم

بیاراست روی زمین را به داد

به ایران همه خوبی از داد اوست

فریاد

همی بر خروشید و فریاد خواند

خروش سواران و فریاد خاست

ز دادآور آنگاه فریاد خواست

همی برگشایم به فریاد لب

ز هر دو سپه خاست فریاد و غو

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید