برابر‌های واژه عاطفه به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عاطفه

برابر‌های پارسی

سُهِشانه، سُهِش‌مَنْد؛ مِهْروَرزی، مِهْربانی، مِهْر

واژه «سُهِشانه، سُهِش‌مَنْد؛ مِهْروَرزی، مِهْربانی، مِهْر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سُهِشانه، سُهِش‌مَنْد؛ مِهْروَرزی، مِهْربانی، مِهْر» می‌باشد.

به جای «عاطفه» بگوییم «سُهِشانه، سُهِش‌مَنْد؛ مِهْروَرزی، مِهْربانی، مِهْر»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
مهر (ایزد خورشید و عهد و پیمان)
mitr
مهر (خورشید)
mitr | mihr
مهربانی
dilsōčak | hūčāšmīh | hu-ēvāčīh | sāxtārīh | hū-aparīh | nāzišn | xvāparīh | xvāwarīh | nīrmat
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
عاطفه
отифа
مهر
маҳр
مهر
меҳр
مهر
мӯҳр
مهربانی
меҳрубонӣ

برابرها در شاهنامه

مهربانی

پس از رفتنم مهربانی کند

همه مهربانی بران کن که شاه

که گفتار او مهربانی بود

بدان مهربانی دل شهریار

ورا مهربانی برو بیش بود

مهر

فروزنده ماه و ناهید و مهر

به جانش بر از مهر گریان بدی

نپیوست خواهد جهان با تو مهر

کش از مهر بهره نبود اندکی

سر کم خرد مهر او را سپرد

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید