برابر‌های واژه طلبکار به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

طلبکار

برابر‌های پارسی

خواستار، خواهان، جویان، بستانکار

واژه «خواستار، خواهان، جویان، بستانکار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خواستار، خواهان، جویان، بستانکار» می‌باشد.

به جای «طلبکار» بگوییم «خواستار، خواهان، جویان، بستانکار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
خواستار
xvāstār | kāmakōmand | niyāzān
خواهان
xvāstār
خواهان (مدعی علیه)
pasēmār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
جویان
ҷӯён
خواستار
хостор
خواهان
хоҳон

برابرها در شاهنامه

خواستار

چو آمد مر آن کینه را خواستار

همی کرد ازو روشنی خواستار

جهان را نیامد چنو خواستار

که افگندگان را کند خواستار

شود تا سخنها کند خواستار

جویان

پیاده همی رفت جویان شکار

که جویان بدش نام و جوینده بود

نشد هیچکس پیش جویان برون

ز جویان بپژمرد گفتی سپاه

به جویان چنین گفت کای بد نشان

خواهان

ستاینده و نیک‌خواهان کنند

نشستن دل نیک‌خواهان همه

هم‌اندر زمان باژ خواهان روم

شدست از بد وام خواهان ستوه

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید