برابر‌های واژه طفره زدن به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

طفره زدن

برابر‌های پارسی

گُریختَن، بَرجَسْتَن‌؛ (=تَنْبَلی) اَز زیرِ کار گُریختَن، اَز زیرِ بار جُسْتَن، سَردَواندَن، فُروگُذاری‌‌کَردن، شانه‌ سُسْت‌کَردن، بَهانه‌تَراشی، بَهانه‌جویی، کوتاهی‌کَردن؛ (=پاسُخ‌گو نَبودَن) پیچاندَن

واژه «گُریختَن، بَرجَسْتَن‌؛ (=تَنْبَلی) اَز زیرِ کار گُریختَن، اَز زیرِ بار جُسْتَن، سَردَواندَن، فُروگُذاری‌‌کَردن، شانه‌ سُسْت‌کَردن، بَهانه‌تَراشی، بَهانه‌جویی، کوتاهی‌کَردن؛ (=پاسُخ‌گو نَبودَن) پیچاندَن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گُریختَن، بَرجَسْتَن‌؛ (=تَنْبَلی) اَز زیرِ کار گُریختَن، اَز زیرِ بار جُسْتَن، سَردَواندَن، فُروگُذاری‌‌کَردن، شانه‌ سُسْت‌کَردن، بَهانه‌تَراشی، بَهانه‌جویی، کوتاهی‌کَردن؛ (=پاسُخ‌گو نَبودَن) پیچاندَن» می‌باشد.

به جای «طفره زدن» بگوییم «گُریختَن، بَرجَسْتَن‌؛ (=تَنْبَلی) اَز زیرِ کار گُریختَن، اَز زیرِ بار جُسْتَن، سَردَواندَن، فُروگُذاری‌‌کَردن، شانه‌ سُسْت‌کَردن، بَهانه‌تَراشی، بَهانه‌جویی، کوتاهی‌کَردن؛ (=پاسُخ‌گو نَبودَن) پیچاندَن»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
گریختن
virēxtan | vaxtan | rastan | patītan
گریختن (اهریمنی)
duwāristan
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
گریختن
гурехтан

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید