برابرهای واژه شراره به پارسی
← جستن واژهای دیگرشراره
برابرهای پارسی
سوزان، ایژَک، زبانه، پاره، اَخگَر
واژه «سوزان، ایژَک، زبانه، پاره، اَخگَر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سوزان، ایژَک، زبانه، پاره، اَخگَر» میباشد.
به جای «شراره» بگوییم «سوزان، ایژَک، زبانه، پاره، اَخگَر»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سوزان
به هر آتشی عود سوزان بدی
به قنوج در عود سوزان بود
چو آتش گه خشم سوزان بود
دلش گشت سوزان ز تشویر شاه
همیتاخت سوزان دل وخشک لب
زبانه
چو برزد زبانه ز کوه آفتاب
زبانه برآمد ز چرخ بلند
زبانه برآمد پس از دود زود
ز هر سو زبانه همی برکشید
ز تف زبانه ز باد و ز دود
پاره
همی زد بران خاک تا پاره کرد
شده پاره پاره کنان و کشان
چو بشنید شد چون یکی پاره ابر
زره پاره شد بر میان گوان
از اندوه یکسر دلش پاره شد
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید