برابرهای واژه شراره به پارسی
جستن واژهای دیگرشراره
برابرهای پارسی
سوزان، ایژَک، زبانه، پاره، اَخگَر
واژه «شراره» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سوزان، ایژَک، زبانه، پاره، اَخگَر» میباشد.
به جای «شراره» بگوییم «سوزان، ایژَک، زبانه، پاره، اَخگَر»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پاره
همی زد بران خاک تا پاره کرد
شده پاره پاره کنان و کشان
چو بشنید شد چون یکی پاره ابر
زره پاره شد بر میان گوان
از اندوه یکسر دلش پاره شد
زبانه
چو برزد زبانه ز کوه آفتاب
زبانه برآمد ز چرخ بلند
زبانه برآمد پس از دود زود
ز هر سو زبانه همی برکشید
ز تف زبانه ز باد و ز دود
سوزان
به هر آتشی عود سوزان بدی
به قنوج در عود سوزان بود
چو آتش گه خشم سوزان بود
دلش گشت سوزان ز تشویر شاه
همیتاخت سوزان دل وخشک لب
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: هَمپِی، جُفت