برابرهای واژه شراب به پارسی
← جستن واژهای دیگرشراب
برابرهای پارسی
بادِه، مِی، مُل، رَزآوَرده
واژه «بادِه، مِی، مُل، رَزآوَرده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بادِه، مِی، مُل، رَزآوَرده» میباشد.
به جای «شراب» بگوییم «بادِه، مِی، مُل، رَزآوَرده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
باده
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
همه دشت پر باده و نای بود
بخوردند باده به آوای رود
همی کرد شادی و هم باده خورد
مرا باده خوردن نیاید به کار
مل
نه اندر خور تاج و دیهیم و مل
یکی بند رومی بکردار مل
شده ژاله برگل چو مل در قدح
می
خداوند جوی می و انگبین
دوتا میشدندی بر تخت او
می و جام و رامشگران خواستند
همان سالخورده می و مشک ناب
چنان بد که چون میبدش آرزوی
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید