برابرهای واژه شراب به پارسی
جستن واژهای دیگرشراب
برابرهای پارسی
بادِه، مِی، مُل، رَزآوَرده
واژه «شراب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بادِه، مِی، مُل، رَزآوَرده» میباشد.
به جای «شراب» بگوییم «بادِه، مِی، مُل، رَزآوَرده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
باده
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
همه دشت پر باده و نای بود
بخوردند باده به آوای رود
همی کرد شادی و هم باده خورد
مرا باده خوردن نیاید به کار
می
خداوند جوی می و انگبین
دوتا میشدندی بر تخت او
می و جام و رامشگران خواستند
همان سالخورده می و مشک ناب
چنان بد که چون میبدش آرزوی
مل
نه اندر خور تاج و دیهیم و مل
یکی بند رومی بکردار مل
شده ژاله برگل چو مل در قدح
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: رانه، جُنبانَنده، بَراَنگیزَنده، آغالانَنده