برابرهای واژه شجره به پارسی
جستن واژهای دیگرشجره
برابرهای پارسی
نیاکان، دودمان، درخت، خاندان، تبار
واژه «شجره» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیاکان، دودمان، درخت، خاندان، تبار» میباشد.
به جای «شجره» بگوییم «نیاکان، دودمان، درخت، خاندان، تبار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نیاکان
ز بوم نیاکان وز شهر خویش
تو دانی نیاکان و شاه مرا
بپیش نیاکان پهلو منش
کنم آفرین بر نیاکان خویش
توی از نیاکان مرا یادگار
خاندان
نیای تو زین خاندان زنده بود
نزیبد از آن خاندان کهن
بد آمد بدین خاندان بزرگ
درخت
گیا رست با چند گونه درخت
اگر بر درخت برومند جای
چو شاخ درخت آن دو مار سیاه
چه باری ز شاخ کدامین درخت
شد آن سایهگستر نیازی درخت
تبار
پسر خود جزین نیست اندر تبار
نیازارد از من کسی زان تبار
تبار مرا درخروش آوری
نجستست هرگز تبار تواین
دودمان
نباشد ازو ننگ بر دودمان
همه دودمان پیش یزدان پاک
که هرگز بدین دودمان غم نبود
بدین دودمان کس چنین غم ندید
ابا دودمان نزد خسرو شوی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: گیرَکی