برابر‌های واژه اعظم به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

اعظم

برابر‌های پارسی

نخست، بزرگ

واژه «اعظم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نخست، بزرگ» می‌باشد.

به جای «اعظم» بگوییم «نخست، بزرگ»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بزرگ
vazurg | vazurk | vuzurg | stawr | aparak | aparmānīk | zand | mas | mazan | burzāk | buržāk | mēh
بزرگ (سترگ)
sturg
بزرگ (گران)
girān
نخست
naxust | naxvist | fratōm | pēšōpāy
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
اعظم
аъзам
بزرگ
бузург
نخست
нахуст

برابرها در شاهنامه

بزرگ

دلیر و بزرگ و خردمند و راد

جهاندار محمود شاه بزرگ

دلاور شده با سپاه بزرگ

به سال اندکی و به دانش بزرگ

به اسب اندر آمد به کاخ بزرگ

نخست

نخست آفرینش خرد را شناس

سر مایهٔ گوهران از نخست

بدان باز گردد که بود از نخست

پژوهندهٔ روزگار نخست

ز گهواره محمود گوید نخست

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

جیحون

چم: آمودریا

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید