برابر‌های واژه زراعت به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

زراعت

برابر‌های پارسی

کشتکاری، کشاورزی، برزگری

واژه «کشتکاری، کشاورزی، برزگری» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کشتکاری، کشاورزی، برزگری» می‌باشد.

به جای «زراعت» بگوییم «کشتکاری، کشاورزی، برزگری»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
زراعت
kišt | kišn | kašišn | kišvičār | ǰurtāk kartārī | varzāk | vāstryōšīh | vāstrēnišn | varz ut kišn
کشاورزی
varzītārīh | kār varzišnīh | varz | varzišn | vāstaryōšīh | vāstryōšīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برزگری
барзгарӣ
زراعت
зироат
کشاورزی
кашоварзӣ
کشاورزی
кишоварзӣ

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید