برابر‌های واژه زارع به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

زارع

برابر‌های پارسی

کشتکار، کشاورز، کدیور، برزگر

واژه «کشتکار، کشاورز، کدیور، برزگر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کشتکار، کشاورز، کدیور، برزگر» می‌باشد.

به جای «زارع» بگوییم «کشتکار، کشاورز، کدیور، برزگر»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برزگر
varzīgar | varzēkar | varzvar | varz kartār | vāstryōš
زارع
fšag | varzītār | varzīgar | varzvar | vāstryōš | varz kartār
کشاورز
varzītār | kār varzītār | fšōnēnītār | vāstaryōš
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برزگر
барзгар
زارع
зореъ
کدیور
кадевар
کشاورز
кашоварз
کشاورز
кишоварз

برابرها در شاهنامه

کدیور

کدیور یکایک سپاهی شدند

کدیور بدو گفت زین در مرنج

کدیور بدو گفت کان آبگیر

کدیور بدو گفت کز کردگار

کسی بر کدیور نکردی ستم

کشاورز

کشاورز گر مردم پیشه‌ور

نه مرد کشاورز و نه پیشه‌ور

کشاورز دیدیم گر تاجور

کشاورز را دختر ماه‌روی

کشاورز گر مرد دهقان‌نژاد

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید