برابر‌های واژه روح به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

روح

برابر‌های پارسی

روان

واژه «روان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «روان» می‌باشد.

به جای «روح» بگوییم «روان»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
روان (روح)
ruwān | uštān
روان (نجات دوان)
hūruwānīh
روان (روان های درگذشتگان)
ruwānīkān
روان (دارای روان جاویدان)
anōšak ruwān
روان (رونده)
rawān
روان (جاری)
tačan | tazākm | tačāk | hūtak
روح
gyān | ǰān | ruwān | vaxš | uštān
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
روان
равон
روح
равҳ
روح
руҳ
روح
рӯҳ

برابرها در شاهنامه

روان

خرد تیره و مرد روشن روان

روان اندرو گوهر دلفروز

سخن گفتن خوب و طبع روان

خردمند و بیدار و روشن روان

ز کژی روان سوی داد آوریم

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید