برابر‌های واژه رحم به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

رحم

برابر‌های پارسی

مِهر، بَخشِش (رَحم)؛ زِه‌دان، بَچه‌دان (رَحِم)

واژه «رحم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مِهر، بَخشِش (رَحم)؛ زِه‌دان، بَچه‌دان (رَحِم)» می‌باشد.

به جای «رحم» بگوییم «مِهر، بَخشِش (رَحم)؛ زِه‌دان، بَچه‌دان (رَحِم)»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
رحم
apaxšāyandīh | apaxšišn | apaxšāyišnkārīh | apoxšāyišn | xvāwarīh | hū aparīh
رحم (بچه)
pusdān | gawr | kūtak | burtār
مهر (ایزد خورشید و عهد و پیمان)
mitr
مهر (خورشید)
mitr | mihr
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
رحم
раҳим
رحم
раҳм
مهر
маҳр
مهر
меҳр
مهر
мӯҳр

برابرها در شاهنامه

مهر

فروزنده ماه و ناهید و مهر

به جانش بر از مهر گریان بدی

نپیوست خواهد جهان با تو مهر

کش از مهر بهره نبود اندکی

سر کم خرد مهر او را سپرد

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید