برابر‌های واژه راکب به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

راکب

برابر‌های پارسی

سوارکار، سوار، راننده

واژه «سوارکار، سوار، راننده» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سوارکار، سوار، راننده» می‌باشد.

به جای «راکب» بگوییم «سوارکار، سوار، راننده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
راننده
artēštār | āyōxtār | vāzēnītār | rānēnītār | rāyēnītār
سوار
asuwār | burtār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
راننده
ронанда
راکب
рокиб
سوار
савор
سوار
сивор
سوار
сувор

برابرها در شاهنامه

سوار

فرود آمد از تخت سام سوار

شود تازیان پیش سام سوار

فرود آمد از باره سام سوار

سرافراز و هشیار و گرد و سوار

نبینی نه بر زین چنو یک سوار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید