برابرهای واژه دت م به پارسی
← جستن واژهای دیگردت م
برابرهای پارسی
هنگام، گه، گاه، زمان، پاس
واژه «هنگام، گه، گاه، زمان، پاس» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هنگام، گه، گاه، زمان، پاس» میباشد.
به جای «دت م» بگوییم «هنگام، گه، گاه، زمان، پاس»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
زمان
نباشد همی شادمان یک زمان
از آموختن یک زمان نغنوی
هم اندر زمان او شود ناپدید
بدانستم آمد زمان سخن
زمان تا زمان زینش برساختی
گاه
از این پرده برتر سخنگاه نیست
که این چرخ و ماهست یا تاج و گاه
به خوبی چو خورشید بر گاه بود
به گاه خورش سرزنش نشنوند
ترا زیبد اندر جهان گاه او
پاس
نگهبان جانست و آن سه پاس
سه پاس تو چشم است وگوش و زبان
همی داشتندی شب و روز پاس
به پاس اندرون نیز بیدار باش
چو یک پاس بگذشت درنده شیر
گه
یکی نامه بود از گه باستان
کجا بر خروشد گه زخم کوس
نیامد گه پرسش و سرد باد
ترا دشمن آمد به گه برنشست
گشاد آنچه یک چند گه بود راز
هنگام
از ابر اندرآمد به هنگام نم
که پوشند هنگام ننگ و نبرد
چو آمد به هنگام خون ریختن
بپوشند هنگام زخم درای
به هنگام سختی به بر گیردت
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید