برابر‌های واژه حین به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

حین

برابر‌های پارسی

هنگام، میان، زمان

واژه «هنگام، میان، زمان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هنگام، میان، زمان» می‌باشد.

به جای «حین» بگوییم «هنگام، میان، زمان»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
زمان
zamān | zamun | žamān | ǰamān | damānak | damān | zim | rōčkār | awām | avām | ōvām | gās | gāh | ǰāvar
زمان (قسمتی از زمان)
brin
میان
miyān | mayān | andar | andarg
میان (از میان بردن)
apēsahēnītan
هنگام
hangām | hangāmīk | zamān | zamun
هنگام (بهنگام)
āvāmīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
زمان
замон
میان
миён
هنگام
ҳангом

برابرها در شاهنامه

هنگام

از ابر اندرآمد به هنگام نم

که پوشند هنگام ننگ و نبرد

چو آمد به هنگام خون ریختن

بپوشند هنگام زخم درای

به هنگام سختی به بر گیردت

میان

میان بندگی را ببایدت بست

میان آب و باد از بر تیره خاک

سیه گوش و یوز از میان برگزید

به فر جهاندار بستش میان

جدا کردشان از میان گروه

زمان

نباشد همی شادمان یک زمان

از آموختن یک زمان نغنوی

هم اندر زمان او شود ناپدید

بدانستم آمد زمان سخن

زمان تا زمان زینش برساختی

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید