برابر‌های واژه حل و فصل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

حل و فصل

برابر‌های پارسی

گره‌گشایی، چاره‌جویی، چاره‌یابی، چاره‌گشایی، زدودن، برانداختن، برگرفتن، برداشتن، زدایش

واژه «گره‌گشایی، چاره‌جویی، چاره‌یابی، چاره‌گشایی، زدودن، برانداختن، برگرفتن، برداشتن، زدایش» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گره‌گشایی، چاره‌جویی، چاره‌یابی، چاره‌گشایی، زدودن، برانداختن، برگرفتن، برداشتن، زدایش» می‌باشد.

به جای «حل و فصل» بگوییم «گره‌گشایی، چاره‌جویی، چاره‌یابی، چاره‌گشایی، زدودن، برانداختن، برگرفتن، برداشتن، زدایش»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برانداختن
handāčišn
زدودن
uzdātan | awistartan
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برانداختن
барандохтан
برداشتن
бардоштан
برگرفتن
баргирифтан
زدودن
зидудан
زدودن
зудудан

برابرها در شاهنامه

برانداختن

ز هرگونه باید برانداختن

زدودن

بدو گفت جان را زدودن بچیست

چاره‌جویی

توگر چاره‌جویی دانی اکنون بساز

برداشتن

نبیند ز برداشتن هیچ رنج

که آن را به برداشتن رنج بود

برگرفتن

ز نیک وز بد برگرفتن شمار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید