برابرهای واژه حفاظ به پارسی
← جستن واژهای دیگرحفاظ
برابرهای پارسی
سپر، پناه، سنگر، پاسکُن، پاسَنده، پاسبان، نگهبان، نگهدار
واژه «سپر، پناه، سنگر، پاسکُن، پاسَنده، پاسبان، نگهبان، نگهدار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سپر، پناه، سنگر، پاسکُن، پاسَنده، پاسبان، نگهبان، نگهدار» میباشد.
به جای «حفاظ» بگوییم «سپر، پناه، سنگر، پاسکُن، پاسَنده، پاسبان، نگهبان، نگهدار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پناه
چو ایوان که باشد پناه از گزند
همه در پناه جهاندار بید
ازویم سپاس و بدویم پناه
به یزدان گرفتند هر دو پناه
به ایران پناه سواران بود
پاسبان
جز از جادوان پاسبان اندکی
جهانجوی را گیو بد پاسبان
بهر پردهای پاسبان ساختند
سفندارمذ پاسبان تو باد
نگهبان بروز و بشب پاسبان
سپر
سپر دید دلها به گفتار اوی
سپر در سپر ساخته سرخ و زرد
به بازو کمان و به گردن سپر
سپر برگرفتند ژوپینوران
سپر خواست از ریدک ترک زال
نگهبان
نگهبان جانست و آن سه پاس
به پیش نگهبان آن مرغزار
ترا بود باید نگهبان او
نگهبان او پای کرده بکش
نیاورد کشتی نگهبان رود
نگهدار
بر ایرانیان بر نگهدار کرد
چو بیدست و سنجه نگهدار اوی
کنارنگ دیوی نگهدار اوی
سپه را که چون او نگهدار بود
سپه را ز دشمن نگهدار باش
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید