برابرهای واژه حفاظ به پارسی
جستن واژهای دیگرحفاظ
برابرهای پارسی
سپر، پناه، سنگر، پاسکُن، پاسَنده، پاسبان، نگهبان، نگهدار
واژه «حفاظ» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سپر، پناه، سنگر، پاسکُن، پاسَنده، پاسبان، نگهبان، نگهدار» میباشد.
به جای «حفاظ» بگوییم «سپر، پناه، سنگر، پاسکُن، پاسَنده، پاسبان، نگهبان، نگهدار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سپر
سپر دید دلها به گفتار اوی
سپر در سپر ساخته سرخ و زرد
به بازو کمان و به گردن سپر
سپر برگرفتند ژوپینوران
سپر خواست از ریدک ترک زال
پاسبان
جز از جادوان پاسبان اندکی
جهانجوی را گیو بد پاسبان
بهر پردهای پاسبان ساختند
سفندارمذ پاسبان تو باد
نگهبان بروز و بشب پاسبان
نگهبان
نگهبان جانست و آن سه پاس
به پیش نگهبان آن مرغزار
ترا بود باید نگهبان او
نگهبان او پای کرده بکش
نیاورد کشتی نگهبان رود
نگهدار
بر ایرانیان بر نگهدار کرد
چو بیدست و سنجه نگهدار اوی
کنارنگ دیوی نگهدار اوی
سپه را که چون او نگهدار بود
سپه را ز دشمن نگهدار باش
پناه
چو ایوان که باشد پناه از گزند
همه در پناه جهاندار بید
ازویم سپاس و بدویم پناه
به یزدان گرفتند هر دو پناه
به ایران پناه سواران بود
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: سندلی، چندلی، چارپایه، چهارپایه