برابر‌های واژه حراست کردن به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

حراست کردن

برابر‌های پارسی

(=to protect) پاس داشتن، پاسیدن؛ (=to conserve) پَهرِستَن؛ (= to keep) نگه‌داشتن

واژه «حراست کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=to protect) پاس داشتن، پاسیدن؛ (=to conserve) پَهرِستَن؛ (= to keep) نگه‌داشتن» می‌باشد.

به جای «حراست کردن» بگوییم «(=to protect) پاس داشتن، پاسیدن؛ (=to conserve) پَهرِستَن؛ (= to keep) نگه‌داشتن»

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

لحاظ

چم: بَرنِگَری

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید