برابر‌های واژه حبس به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

حبس

برابر‌های پارسی

زندان، بَند، بازداشت، بازداشتگاه

واژه «زندان، بَند، بازداشت، بازداشتگاه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زندان، بَند، بازداشت، بازداشتگاه» می‌باشد.

به جای «حبس» بگوییم «زندان، بَند، بازداشت، بازداشتگاه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بند
band
بند (دام)
nivandak
بند (نخ)
šnor
زندان
zidān | zēndān
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بازداشت
боздошт
بند
банд
حبس
ҳабс
زندان
зиндон

برابرها در شاهنامه

بند

کنم آشکارا گشایم ز بند

به بند آمدند آنکه بد زان گروه

چو آزاد گشتند از بند او

بماند به گردنت سوگند و بند

بیاورد وارونه ابلیس بند

بازداشت

تواند کسی این سخن بازداشت

سیم بهره را سوی خود بازداشت

به بیچارگی دست ازان بازداشت

زندان

بریشان یکی غار زندان کنم

همان بند و زندان بود جای تو

بپرد روان تن به زندان کند

شبستان او گشت زندان من

کسی کاو به زندان و بند منست

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید