برابرهای واژه جلاد به پارسی
جستن واژهای دیگرجلاد
برابرهای پارسی
شکنجهگر، سَربُر، دژخیم، دشخیم
واژه «جلاد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شکنجهگر، سَربُر، دژخیم، دشخیم» میباشد.
به جای «جلاد» بگوییم «شکنجهگر، سَربُر، دژخیم، دشخیم»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
دژخیم
به دژخیم فرمود کو را کشان
کجا جای دیوان دژخیم بود
چنین گفت دژخیم نر اژدها
به دژخیم فرمود تا تیغ تیز
یکی دیو دژخیم بر پای خاست
سربر
به سربر یکی نغز توزی کلاه
ز سربر همی کند رودابه موی
خروشان به سربر پراگنده خاک
نهاده به سربر ز پیروزه تاج
ز پیروزی چین چو سربر فراخت
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: شکستن