برابرهای واژه جریحه به پارسی
جستن واژهای دیگرجریحه
برابرهای پارسی
زخم، ریش، آسیب
واژه «جریحه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زخم، ریش، آسیب» میباشد.
به جای «جریحه» بگوییم «زخم، ریش، آسیب»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
ریش
دلش گردد از کردهٔ خویش ریش
ترا ریش و سرگشت چون خنگ بید
دل مادرت گردد از درد ریش
کز اندیشهٔ آن دلم گشت ریش
دریده همه جامه دل کرده ریش
زخم
کجا بر خروشد گه زخم کوس
بپوشند هنگام زخم درای
من این گرز یک زخم برداشتم
چنان زخم سرباز کوپال من
مرا سام یک زخم ازان خواندند
آسیب
ببینند آسیب روز نبرد
همه شب بخواب اند آسیب شیب
نه آسیب آید بدین گنج تو
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: فرامون