برابر‌های واژه جریحه به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

جریحه

برابر‌های پارسی

زخم، ریش، آسیب

واژه «زخم، ریش، آسیب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «زخم، ریش، آسیب» می‌باشد.

به جای «جریحه» بگوییم «زخم، ریش، آسیب»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آسیب
āk | ziyān | ziyānih | vināstārih | vizūtakih | vizūtārih | āzarm | xvar
ریش (مو)
rīš | rēš
ریش (مجروح)
rēš | rēšak
زخم
zaxm | rēš | rēštakīh | xvar | xvarak | dartmāl
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آسیب
осеб
ریش
реш
ریش
риш
زخم
захм

برابرها در شاهنامه

زخم

کجا بر خروشد گه زخم کوس

بپوشند هنگام زخم درای

من این گرز یک زخم برداشتم

چنان زخم سرباز کوپال من

مرا سام یک زخم ازان خواندند

آسیب

ببینند آسیب روز نبرد

همه شب بخواب اند آسیب شیب

نه آسیب آید بدین گنج تو

ریش

دلش گردد از کردهٔ خویش ریش

ترا ریش و سرگشت چون خنگ بید

دل مادرت گردد از درد ریش

کز اندیشهٔ آن دلم گشت ریش

دریده همه جامه دل کرده ریش

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید