برابر‌های واژه تنفر به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

تنفر

برابر‌های پارسی

کینه، دل‌زدگی، بیزاری، بد‌آمدن

واژه «کینه، دل‌زدگی، بیزاری، بد‌آمدن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کینه، دل‌زدگی، بیزاری، بد‌آمدن» می‌باشد.

به جای «تنفر» بگوییم «کینه، دل‌زدگی، بیزاری، بد‌آمدن»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
کینه
kēn | hišm | dušmēnātīh
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بیزاری
безорӣ
تنفر
танаффур
کینه
кина

برابرها در شاهنامه

کینه

چو بنهاد دل کینه و جنگ را

چو آمد مر آن کینه را خواستار

پر از خون دو دیده پر از کینه سر

از آن درد گردد پر از کینه سرش

بیامد ازان کینه چون پیل مست

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید