برابر‌های واژه تنبیه به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

تنبیه

برابر‌های پارسی

سزا، توزش، آگاه کردن، گوشمالی، گوشزد، کیفر، تاوان، پاداَفرَه، باداَفرَه

واژه «سزا، توزش، آگاه کردن، گوشمالی، گوشزد، کیفر، تاوان، پاداَفرَه، باداَفرَه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سزا، توزش، آگاه کردن، گوشمالی، گوشزد، کیفر، تاوان، پاداَفرَه، باداَفرَه» می‌باشد.

به جای «تنبیه» بگوییم «سزا، توزش، آگاه کردن، گوشمالی، گوشزد، کیفر، تاوان، پاداَفرَه، باداَفرَه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آگاه کردن
ākāsēnitan | dānākēnitan | čihēnitan | azd kartan
بادافره
pātafrās
تاوان
tāvān
تنبیه
garzišnīh | pātafrās | puhl | tōǰišn | drōš
توزش
tūzišn
سزا
sačak | sazāk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
تاوان
товон
تنبیه
танбеҳ
سزا
сазо
کیفر
кайфар

برابرها در شاهنامه

سزا

سزا را سزاوار بی‌گفت‌وگوی

بدو داد کورا سزا بود تاج

چنان چون سزا بود بنواختش

چنان چون سزا بد بدیشان رسید

سزا دید سودابه را جفت خویش

بادافره

ز بادافرهٔ او غریوان بدند

چو بادافرهٔ ایزدی خواست بود

به بادافرهٔ بد نه اندرخورم

که امروز بادافرهٔ ایزدیست

ندانم که بادافره ایزدی

تاوان

ز شاهی برو هیچ تاوان نبود

به یک تن ده از روم تاوان دهی

همان خشت را نیز تاوان دهی

یکی اسپ پرمایه تاوان دهم

تو از گنج تاوان او بازده

آگاه کردن

جز آگاه کردن ندید ایچ رای

کیفر

که هر کس که بد کرد کیفر برد

چو دندان کند تیز کیفر بری

که از خوی بد کوه کیفر برد

ازین کردهٔ خویش کیفر برند

که هرکس که بد کرد کیفر برد

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید