برابرهای واژه بی غم به پارسی
جستن واژهای دیگربی غم
برابرهای پارسی
بیرنج، بیاندوه
واژه «بی غم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیرنج، بیاندوه» میباشد.
به جای «بی غم» بگوییم «بیرنج، بیاندوه»
برابرها در شاهنامه
بیرنج
برآورده بیرنج و بیروزگار
بکافید بیرنج پهلوی ماه
همی گنج بیرنج بگزایدش
بماند تو بیرنج با او بمان
بسی گنج بیرنج و ایوان و کاخ
بیاندوه
که از کار گیتی بیاندوه بود
زمانه بیاندوه گشت از بدی
ز جنگ و ز مردی بیاندوه گشت
ز پیکار ترکان بیاندوه شد
ز جنگ دلیران بیاندوه بود
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: داروگ