برابر‌های واژه بی‌ حیا به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

بی‌ حیا

برابر‌های پارسی

گستاخ، دریده، پررو، بی‌شرم

واژه «گستاخ، دریده، پررو، بی‌شرم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گستاخ، دریده، پررو، بی‌شرم» می‌باشد.

به جای «بی‌ حیا» بگوییم «گستاخ، دریده، پررو، بی‌شرم»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
گستاخ
vistāxv | tarōmat
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
دریده
дарида
گستاخ
густох

برابرها در شاهنامه

دریده

دریده برو چرم و برگشته کار

دریده درفش و نگونسار کوس

دریده درفش و نگونسار کوس

دریده برو جامه و خسته بر

دریده همه جامه دل کرده ریش

بی‌شرم

بگو آن دو بی‌شرم ناپاک را

چنان دان که بی‌شرم و بسیارگوی

به نزدیک اومرد بی‌شرم خوار

خردمند بی‌شرم خواند مرا

گستاخ

که مهمان گستاخ بهتر به فال

زبان کرد گستاخ و دل کرد تنگ

بدو گفت گستاخ بامن بگوی

بدان تا تو گستاخ باشی بدوی

چو گستاخ شد دست با گنج او

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید