برابرهای واژه به غیر از به پارسی
← جستن واژهای دیگربه غیر از
برابرهای پارسی
بجز، جدا از، مگر
واژه «بجز، جدا از، مگر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بجز، جدا از، مگر» میباشد.
به جای «به غیر از» بگوییم «بجز، جدا از، مگر»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
مگر
مگر مردمی خیره خوانی همی
توانم مگر پایهای ساختن
مگر خود درنگم نباشد بسی
به پیش تو آرم مگر نغنوی
مگر کز پدر یاد دارد پسر
بجز
که گردون نگردد بجز بر بهی
مبادا بجز داد و نیکی گمان
نباید که باشد بجز پارسا
بجز رای و دانش چه اندرخورد
نماندم بجز باد در مشت اوی
جدا از
جدا کردشان از میان گروه
چو از مادر مهربان شد جدا
سر از تن جدا کن زمین را بشوی
جدا کردش از پشت زین پلنگ
جدا مانده از زخم شیر دلیر
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید