برابر‌های واژه به سبب به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

به سبب

برابر‌های پارسی

بَهرِ، به‌پاسِ، بَرایِ، اَز رویِ، از بَهرِ، از بَرایِ

واژه «بَهرِ، به‌پاسِ، بَرایِ، اَز رویِ، از بَهرِ، از بَرایِ» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بَهرِ، به‌پاسِ، بَرایِ، اَز رویِ، از بَهرِ، از بَرایِ» می‌باشد.

به جای «به سبب» بگوییم «بَهرِ، به‌پاسِ، بَرایِ، اَز رویِ، از بَهرِ، از بَرایِ»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برای
ō | pat | rā | rāδ | rāy
بهر
baxšišn
بهر
bahr | bāg | nīrmat
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برای
барои

برابرها در شاهنامه

از روی

از آن بد کنش دیو روی زمین

همه روی گیتی پر از داد کرد

برآسوده از رنج روی زمین

ز روی بزرگی نه از روی کین

بتابید روی از نهیب گزند

از برای

به از رزم جستن بنام و برای

به‌پاس

به پاس اندرون نیز بیدار باش

از بهر

همی آفرین یابد از دهر بهر

ترا از جهان دشت و کوهست بهر

کسی کش بد از تاج وز گنج بهر

ز بهر شما از پدر خواستم

کش از آفرینش چنین است بهر

بهر

ز بهر سپنجی سرای آمدند

همی آفرین یابد از دهر بهر

ز بهر پرستش بیاراستی

ز بهر خورش جایگه ساختش

ترا از جهان دشت و کوهست بهر

برای

همه شهر زنده برای تواند

برای تو باید زدن گام و دم

برای خداوند خورشید و ماه

برای بداند، ار ز می بیهش‌اند

به از رزم جستن بنام و برای

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید