برابر‌های واژه بزاق به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

بزاق

برابر‌های پارسی

خدو، تف، آب دهن، آب دهان

واژه «خدو، تف، آب دهن، آب دهان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خدو، تف، آب دهن، آب دهان» می‌باشد.

به جای «بزاق» بگوییم «خدو، تف، آب دهن، آب دهان»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آب دهان (خیو)
xayūk | tuf
تف
tuf | xayūk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
تف
тафф
تف
туф

برابرها در شاهنامه

تف

همی تف تیغش زمین را بسوخت

تو گفتی که بستد ز خورشید تف

که از تف آن کوه آتش برست

ز تف زبانه ز باد و ز دود

دل ما شد از تف او پر ز دود

آب دهن

دهن خشک وز رنج پر آب تن

دهن خشک و غرقه شده تن در آب

پر از گرد وبی‌آب گشته دهن

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید