برابر‌های واژه بزاق به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

بزاق

برابر‌های پارسی

خدو، تف، آب دهن، آب دهان

واژه «بزاق» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خدو، تف، آب دهن، آب دهان» می‌باشد.

به جای «بزاق» بگوییم «خدو، تف، آب دهن، آب دهان»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آب دهان (خیو)
xayūk | tuf
تف
tuf | xayūk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
تف
тафф
تف
туф

برابرها در شاهنامه

آب دهن

دهن خشک وز رنج پر آب تن

دهن خشک و غرقه شده تن در آب

پر از گرد وبی‌آب گشته دهن

تف

همی تف تیغش زمین را بسوخت

تو گفتی که بستد ز خورشید تف

که از تف آن کوه آتش برست

ز تف زبانه ز باد و ز دود

دل ما شد از تف او پر ز دود

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

روز تولد

چم: زادروز

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید